خرید بک لینک

. تقلید و الگوسازی Imitating and Modeling

ii. خود انعکاسی Self- Reflect

iii. تنظیم رفتار خود Reglate Own Behavior

وی خود تنظیمی را جزء سوم از توانایی بشر محسوب نموده و برای آن عملکردهایی مشخص کرده است:

i. تنظیم اهداف Goal Setting
ii. مشاهده و نظارت بر خود Self Observation and Monitoring
iii. ارزشیابی و قضاوت در مورد عملکرد Performance Judgment and Evaluation
iv. خود واکنشی Self Reaction

بندورا عنوان می کند که خود تنظیمی در واقع یک مکانیسم کنترل داخلی است که تعیین می کند چه رفتاری انجام شود و اجازه می دهد که بتدریج کنترل های داخلی جانشین کنترل های خارجی رفتار شود . به این ترتیب افراد دایماً به طرف فرآیند تعیین اهداف برای خود می روند و سپس موفقیت های خود را با هدف و استاندارد خود مقایسه می کنند و در این حال است که استاندارهای شخص می تواند او را برای کار سخت تر یا تغییر رفتار به منظور رسیدن به یک هدف یا استاندارد مشخص تحریک کند .

سیستم های خود تنظیمی با تعدیل تأثیرات خارجی، اساسی را برای عمل هدفمند فراهم می کنند و به افراد اجازه می دهند که بر افکار، احساسات، انگیزه ها و اعمال خود کنترل داشته باشند.

تئوری انگیزش Motivation در مطالعات خود تنظیمی جای خاصی دارد . به نظر می رسد که سه عامل در تعیین درجه خودانگیزشی Self Motivation مؤثر باشد :

1. خودکارآمدی Self Efficacy برای نایل شدن به رفتارهای مشخص . اگر شخص احساس کند که قادر به رسیدن به هدف خاص می باشد، احتمالاً سخت تر کار می کند؛

2. بازخورد Feed Back فاکتور اساسی دوم برای خودانگیزشی بازخورد است . فرد از طریق بازخوردی که دریافت می کند، تلاش خود را در جهت هدف هدایت، کنترل و تعدیل می کند. به علاوه، دریافت بازخورد مثبت در موفقیت کار تأثیر بهتری خواهد داشت و خودکارآمدی را نیز بهبود خواهد بخشید؛

3. پیش بینی زمان رسیدن به هدف Anticipated Time Goal Attainment. اهداف کوتاه مدت در ایجاد انگیزش مؤثرتر از اهداف دراز مدت هستند. استانداردهای اجتماعی و اخلاقی نیز در خودانگیزشی و تنظیم رفتار دخالت می نمایند .

self_regulation2

فرآیندهای خود تنظیمی

• بندورا در سال ۱۹۷۸ الگوی ساده شده ای از فرایند های خودگردانی ر ا ارایه کرد . در این الگو، سه فرایند کلیدی در یادگیری برای تنظیم رفتار خود پیشنهاد می شود:

1) اول، عملکردمان را زیر نظر می گیریم Self Observation پس از آن رفتارمان را با توجه به کمیت، کیفیت، ابتکاری بودن، سرعت و ویژگی های دیگر آن مورد بررسی قرار می دهیم؛

2) دوم، درباره عملکردمان به قضاوت Self Judge می نشینیم و به ارزشیابی این مسأله می پردازیم که تا چه حد آنچه کردیم با معیارهای شخصی مان همخوانی دارد؛

3) سوم، درباره پیامدهایی که آن رفتار، ممکن است برایمان داشته باشد، می اندیشیم که براساس قضاوت از رفتارمان، ممکن است احساس خوشنودی یا ناخوشنودی کنیم.

مشاهده عملکرد خود :

o اگر سخنرانی بخواهد مدت زمان سخنرانی خود را تنظیم کند، اولین گام این است که پاسخ های مورد علاقه را زیر نظر بگیرد.
o ثبت رفتار به طرزی صحیح با استفاده از نمودار یا جدول برای کنترل رفتارمان لازم است .
o نتایج مطالعات بسیاری معلوم کرده است که صرف آگاهی از رفتار می تواند به تغییر رفتار بیانجامد .
در یک آزمایش با دانش آموزان کلاس هشتم، رفتار درهم گسیخته دو دانش آموز، از طریق وادار کردن آنها به کنترل رفتارشان اصلاح شد. به این صورت که از دانش آموزی که دچارحواس پرتی بود، خواسته شد با استفاده از فرم ساده ای، وقتی را که برای انجام تکالیفش صرف میکند، محاسبه کند . به دانش آموز دیگر نیز گفته شد برای محاسبه تعداد دفعاتی که صحبت می کند از فرم ساده ای استفاده کند.

قضاوت درباره خود :

معیارهایی را که براساس آنها درباره عملکردمان به قضاوت می نشینیم از کجا اخذ می کنیم؟ به نظر می رسد این معیارها گاهی خودجوش باشند. اما در نظریه یادگیری اجتماعی گفته می شود که بسیاری از معیارهایی را که برای ارزیابی عملکردمان در اختیار داریم، از مدل هایی که در محیط اجتماعی مان وجود دارند ، می آموزیم.

برای مثال همانطور که ما چقدر مایلیم برای تکالیفی که حل شان مشکل است، وقت صرف کنیم ؟ تحت تأثیر الگوهایمان است، والدین و معلمانی که معیارهای عملکرد پایینی را برای کودکان خود در نظر می گیرند، باید انتظار این را داشته باشند که کودکان آنها نیز به معیارهای پایینی بسنده کنند.

والدین و معلمانی که معیارهای عملکردی بالا را برای کودکان در نظر می گیرند، می توانند انتظار این را داشته باشند که کودکان نیز متقابلاً معیارهای بالایی داشته باشند.

یافته ها نشانگر این هستند که کودکان وقتی پیوسته معیارهای بالایی برایشان تعیین می شود و الگوهایشان نیز دارای چنین معیار های هستند، شرایط سختی را برای عملکرد خود قایل شده و در این وضعیت پاداش ناچیزی برای خود در نظر میگیرند. اما وقتی بزرگسالان هم خودشان رفتاری غیر جدی دارند، و هم به کودکان آسان گیری را می آموزند، کودکانشان از عملکرد متوسط خود خوشنود به نظر می رسند و برای چنین دستاوردهایی برای خود پاداش منظور می کنند.

این که فرد معیارهای شخصی بالایی داشته باشد ، بسیار خوب است، اما معیارهایی که بیش از حد بلند پروازانه هستند، زیان آورند .
نظام های خود تقویتی بسیار ریاضت کشانه ممکن است به افسردگی، احساس یاس، بی هدفی، صدمه به خود یا به خودکشی بیانجامد .
افرادی که آرزوهای بلند پروازانه دارند و پیوسته پیشرفت هایشان را ناچیز می شمارند پیوسته در حال اضطراب و افسردگی به سر میبرند.

• بطور کلی درمورد خصوصیات افراد خود تنظیم می توان موارد زیر را ذکر کرد :

A. افراد خود تنظیم تلاش می کنند، کنترل آگاهانه ای بر : i. رفتار، ii. انگیزه (عاطفه ) iii. شناخت خود داشته باشند .
آنها این سه بعد را کنترل و نظارت کرده و رفتارهایشان را براساس موفقیت یا شکست حاصل از آنها تطبیق می دهند؛

B. این افراد توسط دیگران، افراد و عوامل بیرونی کنترل نمی شوند، بلکه خود ، تنظیم کننده اعمال خود هستند . فرد خود تنظیم واقعی ممکن است با یک طرح تنظیم شده توسط متخصص کارش را شروع کند اما تنظیم رفتارها توسط خودش انجام می شود .

• تنظیم رفتاری در این مدل از دو درجه انگیختگی درونی و خارجی برخوردار است. معمولاً درجه بندی زیر در اکثر پرسشنامه های این مدل به چشم می خورد :

1) تنظیم رفتار با کنترل خارجی مثل تشویق، لحاظ تقویت های مثبت و منفی کنترل شده.
2) تنظیم رفتار با درونی کردن انگیختگی خارجی .
3) تنظیم رفتار براساس پذیرش ارزش فعالیت به صورت یک مسأله مهم فردی یا به خود آمدن و تنظیم مجدد
4) تنظیم جامع و یکپارچه برای هماهنگی بین هویت و سایر جوانب خود که بیشتر به عنوان انگیزش درونی و خود خواسته قلمداد می شود.

برچسب: خودتنظیمی, نویسنده: الینا سلیمانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:19

صفحه بندی