رفتار خرافی Superstitious behavior
اسکینر در طی آزمایشهایش دریافت که اگر تقویت بر مبنای یک برنامه فاصلهای ثابت یا متغیر ارائه شود، هر رفتاری که درست در لحظه ارائه تقویت روی دهد، تقویت خواهد شد. زیرا ارگانیسم آن رفتاری را که بهطور اتفاقی تقویتشده است با تقویت منظم مرتبط میکند. مثلاً اگر به کبوتری در حین دور زدن در جهت خلاف عقربههای ساعت بهطور تصادفی پاداش داده شود، این رفتار بدون هیچگونه رابطه علت و معلول با تقویت، شرطی میشود.[6]
خودگردانی رفتار Self-control
فرض اصلی رویکرد اسکینر این است که رفتار ارگانیسم از سوی متغیرهای بیرونی ایجاد و کنترل میشوند. اما اگرچه محرکها و تقویتکنندههای بیرونی قویترین شکلدهندههای رفتار هستند، اسکینر معتقد است که فرد میتواند متغیرهایی را که رفتار او را تعیین میکند کنترل کند. بهعنوانمثال، اگر صدای استریو خانه همسایه شما مانع از تمرکز فکر شما روی درس شود، ممکن است اتاق را ترک کنید و برای مطالعه به کتابخانه بروید. فنون دیگر خودگردانی شامل اشباع(انجام بیشازاندازه رفتار)، تحریک آزارنده(برقرار کردن پیامدهای ناخوشایند در صورت ادامه یافتن رفتار) و خودتویتی میشود.[7]
کاربرد نظريه رفتارگرايي در آموزشوپرورش
الف- ازنظر برنامه درسي: با بهکارگیری اين ديدگاه ميتوان برنامههاي نظام درسي را نظاممند کرد. بهویژه در امور تأليف کتابهاي درسي و تهيه مواد آموزشي بر اساس هدفهاي رفتاري به سهولت ميتوان بيشترين محرکها را از محيط طلب کرد.
ب- ازنظر آموزشي: در جريان آموزش بايد تقويت تفاوتهاي فردي را در نظر گرفت و از فعاليتهايي که دانشآموزان به آن علاقهمند هستند، بهمنظور تقويت فعاليتهايي که کمتر مطلوباند، استفاده کرد(اصل پريماک) با استفاده از اقتصاد ژتوني که از ژتون نمادين بهجای تقويتهاي اوليه استفاده ميشوند، عملکرد ژتونها مانند تقویتکنندههای ثانويه براي بسياري از رفتارهاي اجتماعي و تحصيلي مطلوب است. اصلاح رفتارهاي دشوار بهوسیله شکلدهي رفتار، زنجيرهسازي، جريمه کردن، محروم کردن و قراردادهاي مشروط رفتار صورت ميگيرد.
ج- ازنظر سنجش و ارزيابي: معلم ميتواند بر اساس هدفهاي رفتاري، آزمونهاي دقيق تهيه کند و دانشآموز بر همان اساس ميتواند از طريق پاسخهايي که به سؤالهاي آزمون ميدهد، از نقاط قوت و ضعف خود در يادگيري آگاه شود. بهطور خلاصه در رفتارگرايي تغيير مشهور در رفتار آشکار دانشآموز دليل بر يادگيري است. يادگيري بهوسیله ايجاد زمينه و موقعيت مناسب حاصل خواهد شد. يادگيري براي همهکس امکانپذير است. اگرچه ميزان يادگيري در افراد متفاوت است، اما ميتوان اين تفاوتها را با برنامهريزي درست جبران کرد.
هدفها
- هدف ها بايد بهصورت رفتاري؛ يعني بهصورت عملکرد رفتاري قابلاندازهگیری بيان شوند.
- هدف ها بايد متناسب با توانايي دانشآموزان باشند.
- هدف ها بايد متناسب با امکانات و فضاي آموزشي باشند.
- هدف ها بايد گامبهگام طراحي شوند که درنهایت به هدف موردنظر ختم شوند.
- هدف ها بايد طوري تعيين شوند که روشهاي ارزشيابي را بهبود بخشند و آن را آسان کنند. - هدف بايد طوري تعيين شود که دانشآموزان از پيشرفت خودآگاه شوند.
فرآيندهاي يادگيري:
- يادگيري آن چيزي است که از قبل براي دانشآموز تعیینشده است و دانشآموز در برخورد با محرّکها آن را کسب ميکند.
- يادگيري از طريق تقليد و سرمشق صورت ميگيرد و بلافاصله رفتار مطلوب تقويت ميشود.
- يادگيري شکل دادن رفتارهاي ساده به رفتارهاي تازه و پيچيده است.
- در يادگيري، تقویتکنندهها نقش اساسي دارند.
- برنامه ها و تقويتها بايد متناسب با يادگيري لحاظ و اجرا شوند.
نقش يادگيرنده :
- براي رسيدن به هدف موردنظر دست به تمرين ميزند.
- انتظار دارد بعد از هر فعاليت، بازخوردي دريافت کند.
- در يادگيري گامبهگام پيش ميرود تا به درک مطلب برسد و در توالي گامها بر اساس استعداد و توانايي خويش پيش ميرود.
محيط يادگيري :
- محيط يادگيري داراي ساختي بسته و غير منعطف است که بر رفتار دانشآموز از طريق دريافت تقويت اثر ميگذارد.
- محيط بايد بالقوه غني از محرّکها باشد تا دانشآموز متناسب با خود محرکهايي را که منجر به دريافت تقويت ميشود، بيابد.
- محيط بايد مجال کاوشگري را به دانشآموزان بدهد.
- محيط بايد الگوهايي را در اختيار دانشآموزان قرار دهد.
- محيط طوري طراحي شود که در پايان به هدف موردنظر دست يابد.
محتوا و سازماندهی آن :
- محتوا بايد متناسب با محيطها و فرهنگها و آدابورسوم گوناگون ارائه شود.
- محتوا بهصورت گامبهگام و از ساده به دشوار و از جزئی بهکلی سازماندهی ميشود.
- بايد به زندگي واقعي يادگيرنده نزديک باشد.
- بايد قابل يادگيري باشد.
- بايد علاقه دانشآموز را در نظر بگيرد.
نقش معلم:
- بايد دقیقاً مشخص کند چه انتظاري از شاگرد دارد.
- بايد بداند که چه عواملي باعث تقويت دانشآموز ميشود.
- هدف هاي درس خود را بهصورت رفتاري بيان کند.
- به تفاوتهاي فردي دانشآموز توجه کند.
- براي ايجاد انگيزه، از کلمات مناسب استفاده کند.
- علت هر رفتار را در دانشآموز کشف کند
اسکینر از معلم میخواهد که هدفهای یادگیری بهصورت رفتاری تعریف شوند.چون اگر هدفهای آموزشی بهطور دقیق و رفتاری مشخص نشوند،معلمان هیچ راهی برای اینکه بدانند به مقصود خود رسیدهاند یا نه در پیش رو ندارند.اسکینر بهاندازهی ثرندایک، گاتری یا هال برای محرکهای تداعی یافته با پاسخ اهمیت قائل نمیشود.او بیشتر به پاسخهایی که به « طور طبیعی» رخ میدهند علاقهمند است.اما اگر موردنظر اسکینر بهطور طبیعی رخ ندهند،از راه شکلدهی آنها را به وجود میآورد. به باور او،رفتار پیچیده از شکلهای ساده رفتار تشکیل مییابد.ازنظر او تقویتکنندهها مخصوصاً تقویتکنندههای ثانوی بسیار مهماند زیرا معمولاً از اینها در کلاس درس استفاده میشود. مثالهایی برای تقویتکنندهی ثانوی عبارتاند از:ستایش کلامی،بیانات چهرهای مثبت،احساس موفقیت، امکان انجام فعالیت دلخواه و نمرات(بازخوردهای کلامی).
معلمان پیرو اسکینر آموزش خود را با برنامهی تقویتی پیوسته یا صد در صد تقویت شروع میکنند و بعداً به برنامهی تقویت ناپیوسته تغییر میدهند. به سخن دیگر، در مراحل اولیه آموزش، هرزمانی که یک پاسخ درست داده میشود تقویت میگردند، اما در مراحل بعد بهطور گاهگاه تقویت میشوند تا اینکه پاسخ نسبت به خاموشی مقاوم گردد.
اسکینر یک محیط یادگیری را توصیه میکند که برای یادگیرندگان با سرعتهای مختلف یادگیری، تفاوتهای فردی را در نظر بگیرد.همچنین او از روش سخنرانی جانبداری نمیکند زیرا در این روش آموزشی معلوم نمیشود که چه وقت یادگیری صورت پذیرفته تا بلافاصله یادگیری تقویت شود. معلمان پیرو اسکینر شاگردان خود را تنبیه نمیکنند. در عوض،آنها رفتار مطلوب را تقویت میکنند،ولی رفتار نامطلوب را نادیده میگیرند.طبق نظر اسکینر،مشکلات رفتاری در آموزشگاهها از طرحریزیهای غلط آموزشی، مانند بیتوجهی به اختلافات فردی، تقویت نکردن رفتار مناسب،آموزش مطالب بهصورت پیچیده، تنبیه، قوانین و مقررات خشک و یا تقاضاهای نامعقول از دانشآموزان ناشی میشود.
اسکینر (1984) در مقالهاش با عنوان «شرمساری آموزشوپرورش آمریکا» تأکید کرده است که استفاده بیشتر از آموزش برنامهای در مدارس نهتنها یادگیری را آسانتر خواهد کرد بلکه بر احترام معلمان نیز خواهد افزود:
« شهرت آموزش برنامهای به سبب موفقیت و پیشرفتی است که به بار آورده میآورد. معلمی نیز بهعنوان یک حرفه باید به سبب موفقیت و پیشرفتی که به بار میآورد کسب اعتبار کند. درست همانطور که یادگیرندگان هم باید یاد بگیرند و هم بدانند که دارند یاد میگیرند، معلمان نیز هم باید آموزش بدهند و هم بدانند که دارند آموزش میدهند... کسانی پیشنهاد کردهاند که برای اصلاح آموزشوپرورش آمریکا باید احترام بیشتری برای معلمان قائل شد، اما این کار اشتباه است. در عوض باید به آنان کمک کرد تا در همین مدت فعلی و با همین مقدار تلاش کنونی که صرف میکنند دو برابر زمان حال آموزش دهند. آنوقت خودبهخود میزان احترامشان افزوده خواهد شد. (ص 952)».(9).
روش تدریس:
آموزش برنامهای و نمایش آموزشی 2 روش آموزشی خودآموز هستند که بهعنوان روشهای مکمل آموزشی کلاس معلم شناختهشدهاند.
اصول یادگیری زیربنای آموزش برنامهای و ماشین آموزشی عبارتاند از:
1-ارائه مطالب در گامها(مراحل)کوچک
2-پاسخدهی آشکار یا شرکت فعال یادگیرنده
3- تقویت فوری از راه دریافت بازخورد
4- سرعت شخص یادگیرنده
برنامه خطی:
برنامه شاخهای :
آموزش برنامهای اسکینر دارای مزایای زیر بود:
1-در هر نوبت،توجه دانشآموزان روی میزان کمتری از مطالب درسی متمرکز میشد.
2-با فعال بودن دانشآموز در پاسخگویی به هر سؤال یادگیری تسهیل میشد.
3-دانشآموز با دریافت فوری بازخورد، تقویت میشد و میتوانست اشتباهاتش را اصلاح کند.
برچسب:
نویسنده: الینا سلیمانی